دلنوشتهی یک واحد انسان

متن مرتبط با «عملیات مرصاد» در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان نوشته شده است

عمل

  • نیلوبلاگ

    -مامان! نمیذارن بیام بالا...توروخدا شما بیا پایین من برم پیش علی...معلومه از الان چقدر گریه کردی دیگه...بیا پایین قربونت بشم...بیا عزیز دلم . . . رفتم بالا... صدای دادش از توی راهرو به گوش میرسید... صدایی که انگار میخواست خفه بشه ولی نیروی حنجره ها قوی تر از این حرفا بود... اومدم تو... نگاه پیرمردی که روی تخت کنارش بود با پیر زن کنارش و دختر جوون پایین تخت به من دوخته شد... یه سلام خشک و خالیی کردم و با قدمای بلند رفتم سمتش... بابا بالا سرش بود... داشت ازش فیلم میگرفت... داشت رجز میخوند... چشماش...

    ادامه مطلب