
ابراهیمی: تو چرا اینجوریی میرشمسی؟! نیاز به یه کار اساسی داری . بگو هفته بعد پدرت بیاد مدرسه؟ من: (شوک زده) آقا حالا بیخیال. درست میشه خودش. ابراهیمی: همین که گفتم. پدرت رو بگو بیاد باید باهاش حرف بزنم من: آقا پدرمون خیلی درگیره. معلوم نیست کی بتونه وقت کنه بیاد ابراهیمی: من نمیدونم دیگه. هفته دیگه منتظر پدرتم. وگرنه دیگه ......
ادامه مطلب