من: (شوک زده) آقا حالا بیخیال. درست میشه خودش.
ابراهیمی: همین که گفتم. پدرت رو بگو بیاد باید باهاش حرف بزنم
من: آقا پدرمون خیلی درگیره. معلوم نیست کی بتونه وقت کنه بیاد
ابراهیمی: من نمیدونم دیگه. هفته دیگه منتظر پدرتم. وگرنه دیگه ...
برچسب: ابراهیمی زهرا,ابراهیمی ديناني,ابراهیمی ترکمان,ابراهیمی دینانی,ابراهیمی امیر زهرا مصاحبه,ابراهیمی امیر فرشاد,ابراهیمی نادر,ابراهیمی میثم,ابراهیمی دینانی برنامه معرفت,ابراهیمی حسن,
نویسنده: ایلیا پاکدل