دلنوشتهی یک واحد انسان

متن مرتبط با «بچگی مهران غفوریان» در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان نوشته شده است

بچگی

  • نیلوبلاگ

    بچگیام از اینکه موهام بلند بشه خیلی خوشم میومد... میتونم بگم عاشق این بودم که موهام بریزه رو صورتم... از رنگ موهام خوشم میومد... ینی عاشقش بودم حظ میکردم وقتی موهام میریخت رو صورتمو همزمان نور میخورد توش که اصن هیچ... رنگ خرمایی روشنش از خرما تازه برام شیرین تر بود... امروز برگشتنا... وقتی کلاه کاسک سرم بود یه دست از موهام اومده بود جلو چشمم... نور میخورد توش... ولی من ن عاشقش بودم ن حظ کردم از دیدنش... خدا رحمتم کنه... :)...

    ادامه مطلب