ادما وقتی یه مدت طولانیی تنها باشن...
یه سری اتفاقا براشون میوفته
چه اتفاقی...
آها...
بشین برات روضه بخونم:)
وقتی تنها باشی،وقتی یه مدت فقط غم تو دلت موج خورده باشه،وقت دلت یه مدت فقط حال بد داشته باشه همینجوری میشه
اینجوری که فکر میکنی نباید مزاحم ادم خوبای زندگیت بشی
باید بکشی کنار
یا تو راهشون نباشی
یا تو دیدشون نباشی
بذاری یکم نفس بکشن،یکم حالشون خوب باشه،نشه که اینقدر با دیدن قیافه ی مزخرفت حالشون بهم بخوره،هرکی باشه
میخواد مادرت باشه
میخواد بابات باشه
میخواد داداشت باشه
میخواد #خواهرت باشه
میخواد هرکی باشه
از دور میشینی نگاهشون میکنی...لذت میبری از دیدنشون
همزمان دلتو با فشار زیاد پر غم میکنی...
حتی اشک میریزی
ولی بازم از دور
نگاه میکنی و نگاه...
فقط برای اینکه مریض تشریف داری برادرم:)
میثاق جان داداش
مشکل داری
در اسرع وقت سعی کن بمیری... :)
حتی اونی که با دیدنش تمام حس خوبای جهان تو دلت جمع میشه و میدونی که میتونی بدویی پیشش با ذوق /گریه/خوشحالی/غم حرفتو بزنی باید بکشی کنار،بعد دست و پات بلرزه،بعد عرق کنی،بعد گوشیتو دربیاری مث اسکلا،بعد بیاد بهت سلام کنه،بعد تو مث احمقا حتی جوابشم ندی،بزنی تو پیشونیتو به خودت بگی خاعک بر سرت که بی عرضه ترین ادم عالمی،نمیتونی راحتش بذاری تو...
بمیر بابا...
دلنوشتهی یک واحد انسان...ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 4