یزد...

خرید بک لینک
مامان: (باگریه)میخوام برم یزد...من که ن پدر دارم ن مادر...میرم خونه ی خواهرام

من:مامان جان،عزیز من،الهی من فدات بشم،یه لحظه فکر کن. اولا چی میخوای بگی به خاله ها؟!دوما ،مامان جان،دور که بشی یه قدم به طلاق نزدیک شدیا!حواست هست؟سوما،دلت میاد منو تنها بذاری؟

+یه چیزی میگم بهشون بلاخره،حداقل برای چند روز...اگه به خاطر فاطمه نبود که خیلی وقت بود اینکارو کرده بودم...تو پسری،شما مردا خوب بلدید گلیمتونو از آب بکشید،چیکار من داری؟دو روز دیگه مث بابات منو ...

- #بغض

دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: یزد موزیک,یزد تایر,یزدفردا,یزد رسا,یزد شیمی,یزد موزیک آدرس جدید,یزد دیوار,یزد املاک,یزد دانشگاه,یزد جاهای دیدنی, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:33

صفحه بندی