اصلا همه چیز قاطی پاتی بود!
میخواستم واسه مامان کادو بخرم :
تازه داستانمون با بابا شروع شده بود...
مامان خیلی حالش خراب بود...
بابام که نمیشد باهاش حرف زد حتی...
هدیه نخریدم براش...
به جاش تو بغلم مث همیشه گریه کرد
...
هنوزم دوست نداره تولدشو...
دلنوشتهی یک واحد انسان...ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال میکنید
برچسب: تولد مامان جونم,تولد مامان مبارک,تولد مامان جون,تولد مامان بزرگ,تولد مامان جونم مبارک,تولد مامان وبابا,تولد مامان,تولد مامانم,تولد مامانمه,تولد مامانی, نویسنده: بازدید: 13