
از سرما بدم میاد... دستام که یخ میزنه... پاهام که یخ میزنه... از باد سرد بدم میاد... از هوای کثیف زمستون بدم میاد... از حرف نزدن بدم میاد... از بیکسی بدم میاد... از تنهایی بدم میاد... از اینکه مدتها دردمو بپوشونم بدم میاد... از اینکه ساعتها بهت زده باشم و نتونم حرف بزنم... ...
ادامه مطلب
گریه مرد بی صدا قشنگه... اصن باید مث اشک ریختن باشه فوقش...
ادامه مطلب
خدا میدونه چقدر با این سرما احساس نزدیکی میکنم...
ادامه مطلب
تو حیاط... رو به آسمون... هروقت که دلم بگیره... هروقت که غدداشکیم کارشو شروع کنه... اشکام از رو شقیقه هام رد میشه... خیسشون میکنه... سرد...راهشو ادامه میده... لای موهام قِل میخوره... زیر سرم آروم میگیره... با اینکه چشام پر اشک میشه... ولی خوب میبینم آسمونو... ولی ستاره ای نمیبینم... زندگیمو توش میبینم اینه که آسمون میشه "پرده سینما"ـی فیلم "زندگی من"... ... هووووفففف... خیلی نامنظم نوشتم ولی واقعا ذهنم نامنظمه بیخشید......
ادامه مطلب