
به جانِ خودم سهشنبه بعد امتحان مبرم پارک ملت... همین...
ادامه مطلب
... متاسفانه هیچ تجربه ای ندارم هیچ غلطیم از دستم ساخته نیست حتی نمیدونم اوضاع چیه! شت......
ادامه مطلب
وای خدایا چرا اینجوریم؟! چزا اینقدر گیجم؟! اصن نمیفهمم؟! هی فکر میکنم از خودم دورم بد نکاه که میکنم میبینم خودمم الان! پس اون چیه که فکر میکنم خودمم!؟ اشتباه دارم تو کارم ها! ولی اونقدر مبنایی نیست که بخواد چیز عظیمی رو تغییر بده... وای خدایا کمک کن... سینم داره سوراخ میشه... عه¡ اصن خیلی عجیبه برام الان همه چیز تو همه! آخه خو چرا!؟ خاطره ها اینجا چیکار میکنن؟! پووووووف... واقعا خودم خندم میگیره چه مسخره و بی منطق! ... دعام کنید ... میشه فکر کنم اینجایید بعد من کنارتون سرمو بذارم زمین گریه کنم؟!...
ادامه مطلب
حال من مث حال یه آدمیه که زدن خونشو خراب کردن... بعد یه بیل دادن بهش... گفتن خونتو دوباره بساز... خب اون طرف تنها کاری که تونسته باهاش بکنه این بوده که با بیل یه،تیکه رو هموار کنه همونجا چادر بزنه توش زندگی کنه... بعد دوباره همه ی آدمای اطرافش بیان باهاش دعوا کنن که چرا خونتو نمیسازی xa0 اگه نسازی فلانت میکنیم بهمانت میکنیم... ........ امشبم که نخوابیدم... یه صحبتی با علی کردم یه سری کلیات رو بهش گفتم... تعجب رو تو چهرش دیدم......
ادامه مطلب
دنیا داره دور سرم میچرخه نمیدونم دلیلش چیه هیچ دلیلی براش ندارم واقعا... ن گذشته ن آینده...
ادامه مطلب