دلنوشتهی یک واحد انسان

متن مرتبط با «خاطره ها» در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان نوشته شده است

اشکu200cهای سهمی!

  • نیلوبلاگ

    تو حیاط... رو به آسمون... هروقت که دلم بگیره... هروقت که غدداشکیم کارشو شروع کنه... اشکام از رو شقیقه هام رد میشه... خیسشون میکنه... سرد...راهشو ادامه میده... لای موهام قِل میخوره... زیر سرم آروم میگیره... با اینکه چشام پر اشک میشه... ولی خوب میبینم آسمونو... ولی ستاره ای نمیبینم... زندگیمو توش میبینم اینه که آسمون میشه "پرده سینما"ـی فیلم "زندگی من"... ... هووووفففف... خیلی نامنظم نوشتم ولی واقعا ذهنم نامنظمه بیخشید......

    ادامه مطلب
  • خاطره!

  • نیلوبلاگ

    من تو اتاق پایین خونه آبی بی،بین دخترخاله ها و دخترداییم نشسته بودم... محدثه:ن دیگه...خاله بازی نکنیم و من یاد آخرین خاله بازیی که کردیم افتادم من بچه ی فریده بودم،و تصادف کردم ته بازی:)) و مردم:))) (کلا دست به مردنم خوب بوده از اول:)) ) دلم برای ادا بازیایی که میکردم تنگ شده دلم برای پانتومیم هایی که با علی بازی میکردیم تنگ شده دلم برای فوتبالی که تو خونه فاز۲ بازی میکردیم با علی تنگ شده بازییی که علی اخرش به ضربه فنی:) منو برد دلم خیلی تنگ شده... دلم خیلی تنگه... ای کاش میشد سال ۹۲ و ۹۳ هیچ وق...

    ادامه مطلب
  • تنهایی

  • نیلوبلاگ

    بسم الله... ... تنهایی رو خیلی تجربه کردم... تو اوج دوران زندگیم... دورانی که نیاز داشتم به همه ی اون چیزایی که یه جوون نیاز داره... xa0...

    ادامه مطلب
  • حال ها میگذرد،قبل ها میآید:)

  • نیلوبلاگ

    زندگی ادما جورای خاصیه - یه وقتایی حالت خوبه و میتونی بروزش بدی که خوب این بهترین حالته. هم خودت خوبی،هم بقیه خوب میشه حالشون(حالا هرچقدرم کم) -یه وقتایی حالت خوبه ولی... (در ادامه بخوانبد...)...

    ادامه مطلب